خرید بک لینک
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام خارم ولی به سایه گل آرمیدهام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیدهام چون خاک در هوای تو از پا فتادهام چون اشک در قفای تو با سر دویدهام من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیدهام از جام عافیت م

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

امروز مامان مربا درست می کردو من تمام روز کنارش بودموقتی داشت آروم و با دقت توت فرنگی رو از برگ های اطراف جدا می کرد و چشماش به دستش بود از شدت تمرکزش می شد حدس زد که فکرش جای دیگه است و من چقدر دلم می خواست به این نفوذناپذیر دوست داشتنی دست پیدا می کردمدلم می خواست بدونم از برگچه های کوچیک توت فرنگ

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

از همان دوران نوجوانی با هم و سن سال هایم تفاوت آشکاری داشتمعشق و عاشقی و حالو روز خودم هیچ وقت اولویت روزهایم نبود نه اینکه اهل شعر و نوشتن و گوش دادن نباشم نه اینکه از عالم خیال به دور باشم و لذت خیال بافی های جوانی را نچشیده باشم اما همیشه چیزهایی بود که خوب و بد بودن احوالم به آنها گره میخورد خو

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

گاهی عجیب دل تنگ می شوم برای روزهایی که اگر آچنان نمی گذشت، امروز این چنین نبودهمان روزهایی که گاهی حسرت از دست رفتنشان را می خورم روزهایی که می دانم اگر جور دیگر میبودم امروز خیلی از حسرت ها را نداشتم ام دل تنگ همان روزها به همان حالات رفته می شوم گاهی فکر می کنم امروز هم اگر به عقب بازگردم باز هم

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

لبت نه گوید و پیداست مـیگود دلت آری / که اینسان دشمنی، یعنی که خیلی دوستم داری دلت میآید آیا از زبانی این همه شیرین / تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟ نمیرنجم اگــر باور نداری عشق نابم را / که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست آنِ من / مبادا لحظهای حتی مرا ا

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

و تا انتهای فقر باید رفتتا انتهای داشتن و نداشتن باید رفت و باید زیست زیستن از آن روی که نمی خواهی بودن از آن روی که نمیدانی نافهمی و نادانی را باید خرید از سبد رهگذر خسته و تشنه تشنه از نا دانی و خسته از نافهمی در بساط کدام تک چینی می توان جمع فهم و ادراک را به سان خوشه گندم به یغما برد؟! غارت دان

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

شاید تلخ ترین بخش زندگی وقتی می رسد که تو مجبور به انتخاب هستیانتخاب میان علاقه و اجبار انتخاب میان عقل و احساس انتخاب میان ریسک و محافظه گرایی و من سخت درگیرم باید انتخاب کنم و مسیر را بسازم اما چیز مثل عجز درونم شعله می کشد غمگینم که موقعیت دوست داشتنی ام را برای یک اجبار که مرتب پشت گوش انداخته

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

دوست داشتنی ترین دوست داشتنیِ من

دوست داشتنی جانم، دوست داشتنت شیرین است،

داشتنت شیرین تر حتی به قدر یک رویا

رویای داشتنت شیرین است،

داشتنت هم و دوست داشتنت شیرین تر

.

به وقت بیست و چهارم اسفند ماه نود و سه

:: موضوعات مرتبط: دست نوشته ها
:: برچسبها: دل نوشته, دست نوشته, دوست داشتن, رویا, شیرن

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

نمیدونم چقدر این حالی که دارم درسته اما حس میکنم باید کم، کم؛ آروم، آروم بیخیالت بشم، باید از رویاهام دورت کنم، باید از آرزوهام بیرونت کنمکم، کم که میگم نه اینکه یه وقتی باشه ها، نهفقط میگم آروم، آروم چون قلبم حتی جونش و نداره که بشنوه حسم داره میگه این آدم تو نبود همین.میشه واسه من نباشی، میشه کنار

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

زمستان بود که فهمیدم جایی میان قلبم نفس می کشیپیش از آن بودی، میشناختمت ولی زمستان بود که قلبم درونش مرداد شد چشمانم پریشانی گرفته بودو دست هایم تو را کم داشت عبور فصل ها، تکرار فصل ها را با مردادت درون سینه ام طی کردمو حالا باز پاییز است پادشاه فصل ها فصل دونفره های نفس گیر فصل زرد جدایی و من اما ا

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:10

این روزها سخت درگیر انتخاب هستم تصمیم و اولیت بعضی وقتا عجیب همه چیز با هم گره می خوره یا شاید هم همه چیز باهم گم شده ومن سردرگم موندم کاش دنیا هم دکمه استپ داشت و فکر میکنم این ازاون آرزوهای مشترک بین همه ی آدمهاست از هر نسل و نژاد و جنسیتی و جغرافیا چقدر بی تاثیر میشه برای بعضی "ای کاش ها" گفتم ج

برچسب: نویسنده: یلدا محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی